تاريخ : یکشنبه 04 اسفند 1392
| 11:16 | نویسنده : نائب الزیاره حرم شهدا

خدايا! هدايتم كن! زيرا مي ‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏ دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا مي ‏دانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.

خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.

خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانه ‏اي است.

خدايا! ارشادم كن كه بي‏ انصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.

خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بي ‏احترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.

خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده، تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.

خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه ‏گرساز، تا فريب زرق و برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.

خدايا! من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پركاهي در مقابل طوفان ‏ها هستم، به من ديده ‏اي عبرت‏ بين ده، تا ناجيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به درستي تسبيح كنم.

خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند مي‏دهم كه مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهي.

خدايا! مي‏ خواهم فقيري بي‏‏ نياز باشم، كه جاذبه‏ هاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.

خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغاي كشمكش‏ هاي پوچ مدفون نشوم.

خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي‏ سوزد، قلبم مي ‏جوشد، احساسم شعله مي‏ كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.

 

ازها



برچسب‌ها:

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران