تاريخ : یکشنبه 04 فروردین 1392 | 21:51 | نویسنده : tayebegolzar

 حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»

 

حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء‌ یا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزی فَفیم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟

 

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»

 

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید…

 

تبیان


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 04 فروردین 1392 | 21:34 | نویسنده : tayebegolzar

امام محمّد باقر عليه السلام حكايت فرموده است :
روزى رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله به منزل دخترش حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها وارد شد و چون مقدارى نشست خطاب به وى كرد و فرمود: دخترم ، فاطمه ! بلند شو و آن ظرف غذا را بياور.
همين كه آن ظرف غذا را آورد، ديدند كه داخل آن پر از آبگوشت داغ است و آماده خوردن مى باشد.
سپس رسول خدا، امام علىّ، حضرت زهراء و دو فرزندشان امام حسن و امام حسين صلوات اللّه عليهم از آن طعام ميل نمودند و باقى مانده آن را تا مدّت سيزده روز مرتّب مورد استفاده قرار مى دادند وليكن از آن غذا كاسته نمى شد.
تا آن كه روزى اُمّ ايمن ، امام حسين عليه السلام را ديد، كه مشغول خوردن غذاى پخته مى باشد، به ايشان گفت : اين نوع غذا را از كجا آورده اى ؟
حضرت فرمود: مدّت چند روزى است كه غذاى ما در منزل ، از همين خوراك مى باشد.
اُمّ ايمن به منزل حضرت زهراء سلام اللّه عليها وارد شد و گفت : اى فاطمه ! اگر امّ ايمن چيزى داشته باشد، براى شما هم است و در آن شريك مى باشيد؛ ولى اگر يك روز شما چيزى يافتيد، امّ ايمن از آن محروم خواهد بود؟!
حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها مقدارى از آن غذاى آبگوشت را كه هنوز تازه بود براى امّ ايمن آورد و او هم از آن طعام خورد و در همان روز ظرف غذا به پايان رسيد.
وقتى حضرت رسول صلّلى اللّه عليه و آله تشريف آورد و متوجّه شد كه غذا تمام شده است ، فرمود:
چنانچه از آن غذا به ديگرى نمى دادى پايان ناپذير بود و تمامى ما اهل بيت تا آخر از آن مى خورديم و باز هم باقى مى ماند.
سپس امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: اكنون ظرف آن غذا نزد ما موجود است تا آن كه به دست امام زمان ، قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم اءجمعين خواهد رسيد.

 

اصول كافى : ج 1، ص 460، ح 7.

 

اوینی. کام


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 | 16:50 | نویسنده : tayebegolzar


 

آقا جان!
تقصیر گریه های غریبانه شماست...


دنیا...غروب جمعه چه دلگیر می شود!


اللهم عجل لولیک الفرج

 

پیامبر گرامی اسلام(ص) در توصیف منتظران حقیقی امام زمان(عج) این چنین می فرماید:هر یک از ایشان، بیش از پوست کندن درخت خار با دست خالی در شب تاریک یا نگهداری آتش سوزان چوب درخت تاغ در کف دست در دینداری خود استقامت می ورزند. به راستی که آنان چراغ های هدایت در شب ظلمانی هستند.(مجلسی، بحار الانوار، ج51، ص30)

امام صادق(ع) در ضمن حدیثی این گروه از منتظران را این گونه معرفی می کند: ای ابو بصیر، خوشا به حال شیعیان و پیروان قائم اهل بیت ما ؛ چون آن ها در زمان غیبت او منتظر ظهور او هستند و وقتی آن حضرت ظهور نمایند در زمان ظهورش مطیع و فرمانبردار او خواهند بود. آنان اولیای خدایند و هیچ ترس و اندوهی بر آن ها وجود ندارد.(حائری یزدی، شیخ علی، الزام الناصب، ج2، ص 299)

در حدیث دیگر می فرمایند: هر کس بخواهد در شمار منتظران حقیقی آن عدل منتظَر باشد، باید پارسایی پیشه کند و متخلّق به مکارم اخلاق گردد.(همان، ج52، ص14)

بنابراین کسی که می خواهد جزء منظران واقعی حضرت مهدی صاحب الزّمان باشد باید خود را به این صفات و ویژگی ها آراسته کند و در این راه در تمامی شرایط استقامت بورزد و شکیبایی پیشه کند تا به مطلوب خود برسد

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 | 13:14 | نویسنده : tayebegolzar

 اگه گوشه ی دلمون به جایی متوجه هست که کسی کار مارو درست کنه نمیشه..خدا..خدا..خدا

هروقت ناامید از همه جا شدی بدون کارت درست میشه، حدیث هست به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره، امیدمون اگه گوشه ی دلمون به کسی باشه که کار مارو اون درست کنه،حدیث داره به عزت و جلال خودم قسم که حاجت تو رو نمیدم ، اگه گوشه ی دل ما به جایی متوجه هست که کسی کار مارو درست کنه نمیشه،خدا خدا خدا....



برگرفته شده از tabiin.blog.ir


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 | 23:19 | نویسنده : tayebegolzar

 شعربرای کودک:


کودک شعررادوست داردوازآن لذت می برد. شعرهای بامحتوامی تواندجایگزین بسیاری ازآموزش های مستقیم درزندگی اوشده ویک عمردرذهنش بماند.لذادرآموزشهای پیش از دبستان ودبستان،شعرخوانی فردی وگروهی وسرودهای جمعی آموزنده نقش کلیدی دارد. نقش دیگری که شعرخواندن وشعرساختن برای اودارد،اینست که بادرک ریتم ووزن می توانداهل شعر،ادبیات وهنرشود.قاریان قرآن ومداحان اهلبیت(ع)ازاین توان برخور دارند. خوب است که مادربرای فرزندش ازخردسالی شعر بسازدوازاوهم بخواهدکه حرفهایش را مثل شعربگوید"بیاباهم بپریم/اینجاواونجابریم" تناسب و وزن شعرهامهم است وهرجمله ای ذوق ایجادنمی کند.دراین شعربسیارساده اگرچه قاعده شعرهای خاص رعایت نشده اماهردوبندآن هفت بخش است واین لازم است.

حضرت زهرا(س)باامام حسن(ع)بازی می کردندومی گفتند:

اشبه اباک یاحسن/واخلع عن الحق الرسن/واعبدالهاذالمنن/ولاتوال ذالاحن(شبیه پدرت باش ای حسن/وطناب ازگردن حق بازکن/وخدای صاحب نعمت و احسان راپرستش کن/وباافرادبدخواه وکینه توزدوستی نکن)بحارالانوار-ج43-ص286

میتوان مجموعه ای ازاشعارونغمه های خوب راجمع آوری کردومورداستفاده قرارداد.برای شناخت شعرخوب،هم به محتوای غنی و درست،وهم به وزن وریتم موزون توجه کنید. خصوصاشعردینی بایدبهترین باشد.ازانتشار و خریدکتابهای شعردینی که اشعاروتصاویر غیر تخصصی وضعیف داردبپرهیزیم.

اتل متلی که بین مردم رایج است،شعری بی معنی وکلافی سردرگم است که مکرر خوانده می شودوسودی برای بچه ندارد. بجای آن می تواندازاتل متل هاولالایی های بامحتوا استفاده کرد:

اتل متل توتوله/گاوحسن چه جوره/حسن میگه پدرجون/راه طویله دوره/پدرمیگه حسن جون/گاودرانتظاره/خدای مهربون هم/ازتنبلا بی زاره/توی کتاب نوشته/تنبلی کارزشته/ بدوپسربدوشش/زنده بمان به کوشش/ شیر دوشیدی دعاکن/کاربرای خداکن...

اتل متل توتوله/دوتابچه کوتوله/توکوچه هامی رفتند/باهم دیگه می گفتند/هرکی که درس نخونه/آخرسال می مونه...

اتل متل شیرینه/روبه خدامیشینه/میگه الهی هیچ کس/خواب های بدنبینه...

اتل متل مربا/نقل ونبات وحلوا/زندگی شیرین میشه/وقتی نباشه دعوا...

اتل متل درزدند/کبوتراپرزدند/عزیزوبابابز رگ/به خونمون سرزدند...(برای مطالعه بیشتر می توانیدبه کتاب"تربیت دینی کودک ونوجوان" مراجعه نمایید)

 


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 | 22:37 | نویسنده : tayebegolzar


درجهرم پدرومادری بودندکه پنج پسر داشتند ولی چهارنفرشان به شهادت رسیده بودند روزی به آنهاگفتند:آیاخواسته ای ازامام دارید؟

گفتند:بله،آرزوداریم فقط یک بارهم که شده حضرت امام راازنزدیک زیارت کنیم.

وسایل سفرشان رامهیاکردندوقتی به تهران رسیدند،دراتاقی منتظرآقاماندند...

وقتی امام واردآن اتاق شدندتاچشم آقابه پدرومادرچهارشهیدافتادشروع کردبه گریه کردن که ناگهان مادرشهیدبلندشدرفت جلوی امام ایستاد

وگفت:امام چهارپسرم رادادم که اشک چشمانت رانبینم،آقاجان اگر لازم باشد حاضرم پسرپنجمم راهم بدهم تااشک چشم شمارانبینم...

 

پدران ومادران شهداء شرمنده ایم...


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 15 اسفند 1391 | 12:40 | نویسنده : tayebegolzar

آیا ازدواج ام کلثوم دختر امام علی علیه السلام با عمر نشانه دوستی و روابط حسنه میان امام علی علیه السلام و عمر نیست؟

پاسخ: موضوع ازدواج ام کلثوم با عمر از دو دیدگاه قابل بحث و بررسی است:

الف. از منظر منابع اهل سنّت؛

ب. از منظر منابع شیعه.

منابع اهل سنت

در بین اهل سنت، مشهور است كه امیر المؤمنین علی علیه السلام دختر خود ام کلثوم را به ازدواج خلیفه دوم، عمر بن خطاّب ،در آوردند. آنها این ازدواج را نشانگر دوستی و روابط حسنه میان علی علیه السلام و خلیفه دوم قلمداد می‌كنند.

در نقد و بررسی این موضوع به چند نكته اشاره می‌شود:

1. مسئله ازدواج ام کلثوم در هیچ یك از دو كتاب معتبر نزد اهل سنت، یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم - كه در نزد اهل سنت معتبرترین كتابها بعد از قرآن شمرده می‌شوند - ذكر نشده است.

هیچ یك از صحاح ششگانه اهل سنّت ازدواج ام کلثوم را ذكر نكرده‌اند.

2. برخی از مسانید معتبر نزد اهل سنت، مانند: مُسند احمد بن حنبل نیز این رویداد را بیان ننموده‌اند.

3. برخی از منابع تاریخی و روایی اهل سنّت، مانند: «طبقات» ابن سعد و «المستدرك» حاكم نیشابوری،ازدواج ام کلثوم با خلیفه دوم را مطرح نموده اند. در این باره، دو نكته شایان ذكر است:



الف. براساس مبانی رجالی اهل سنّت، تمام راویان این روایت، متّهم به صفات «كذّاب»، «وضّاع»، و «ضعیف» و «مدلَّس» می‌باشند؛لذا براساس منابع اهل سنت، موضوع ازدواج ام کلثوم با عمر بن خطّاب به لحاظ سندی فاقد اعتبار و ارزش می‌باشد.

ب. صرف نظر از ضعف سندی، این روایت به لحاظ دلالت و معنی نیز دچار تعارض، چندگانگی و تشویش در نقل می‌باشد؛ به گونه‌ای كه برخی از نقل‌ها برخی دیگر را تكذیب می‌نمایند. به عنوان مثال، در برخی نقلها این گونه آمده است كه وقتی عمر به خواستگاری ام کلثوم آمد، علی علیه السلام مسئله كوچكی سنّ ام کلثوم را مطرح نمودند و در برخی نقل‌ها آمده است كه حضرت فرمودند: «من او را برای فرزندان برادرم جعفر بن ابی طالب نگه داشته‌ام.» در نقل دیگری بیان شده است كه علی علیه السلام بدون درنگ ام کلثوم را نزد عمر فرستاد تا او را نگاه كند.

دیدگاه شیعه

در مورد ازدواج ام کلثوم با خلیفه دوم، در میان دانشمندان شیعه دیدگاه‌های متفاوتی مطرح است كه در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. برخی از دانشمندان شیعه از جمله شیخ مفید، این تزویج را به شدّت انكار نموده و بر این باورند كه چنین ازدواجی اساساً رخ نداده است.

2. دیدگاه دیگر این است كه ام کلثوم دختر واقعی علی علیه السلام نیست؛ بلكه ربیبه - دختر خوانده - علی علیه السلام بوده است. براساس این دیدگاه، ام کلثوم دختر واقعی ابوبكر بوده، مادرش أسماء بنت عمیس است. پس از مرگ ابوبكر، اَسماء به همسری علی علیه السلام در آمد و ام کلثوم همراه مادرش به خانه علی علیه السلام آمدند.

این دیدگاه متعلّق به آیت اللَّه العظمی مرعشی نجفی رحمه الله است. ایشان در این باره می‌فرمایند: «امّ كلثوم كه با عمر ازدواج كرد، ربیبه علی علیه السلام و دختر اسماء بنت عمیس از ابوبكر بود. او كودك بود و با ازدواج اسماء با علی علیه السلام پس از مرگ ابوبكر به خانه علی علیه السلام آمد و بزرگ شد و با عمر ازدواج كرد. او را همه جا ام کلثوم بنت علی علیه السلام می‌گفتند. او با پسرش زید بن عمر در زمان امام مجتبی علیه السلام فوت كردند. امام علیه السلام بر او و پسرش یك نماز میت خواند و همین دلیل بر جواز نماز بر دو میت در یك نماز شد.

امّ كلثوم دختر فاطمه علیها السلام در كربلا با خواهرش زینب علیها السلام بود و در شب یازدهم تا صبح مواظب اطفال امام حسین علیه السلام بود كه خود دلیل دیگری بر نفی ازدواج او با عمر است؛ زیرا اگر زن عمر بود و فرزندی داشت، در جریان كربلا منعكس می‌شد، در اسارت كوفه و شام مطرح می‌گشت. اصولاً برای او حرمتی قائل می‌شدند.»

3. دیدگاه دیگر این است كه این ازدواج صورت گرفت؛ ولی از روی تهدید و اكراه و اجبار. در منابع حدیثی شیعه روایاتی وجود دارد كه نشانگر وقوع این ازدواج از روی تهدید و ارعاب می‌باشد. در ذیل به نمونه‌ ای اشاره می‌شود:

محمد بن ابی عمیر از هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل می‌كند كه فرمود: «هنگامی كه عمر [از ام کلثوم] نزد علی علیه السلام خواستگاری نمود، حضرت در پاسخ او فرمودند: او كم سنّ و سال است. عمر با عباس - عموی علی علیه السلام - ملاقات كرد و گفت: آیا در من عیبی هست؟»

عباس گفت: چه شده؟ عمر گفت: به خواستگاری دختر برادرزاده ات رفتم؛ [ولی او پاسخ منفی به من داد و] من را ردّ نمود. به خداوند سوگند! چاه زمزم را پُر می‌كنم و هیچ نشانه بزرگی و كرامت برای شما نیست، مگر آنكه آن را از بین خواهم برد و هر آینه دو شاهد برای او اقامه كرده، به اتّهام سرقت دست راست او را قطع خواهم نمود. پس عباس نزد علی علیه السلام آمد و او را [از تهدیدهای عمر] آگاه ساخت و از ایشان درخواست نمود تا امر [این ازدواج] را به او واگذار نماید. علی علیه السلام نیز مسئله ازدواج ام کلثوم را به عموی خود عباس سپرد.»

در مورد این روایت، چند نكته دارای اهمیت می‌باشد:

1. در وهله اوّل، علی علیه السلام به درخواست عمر پاسخ منفی دادند و فرمودند: ام کلثوم هنوز به سنّ ازدواج نرسیده است. این پاسخ، خود بیانگر ناخرسندی علی علیه السلام از این پیوند بوده است.

2. عمر از تهدیدهای شدیدی مانند نابود ساختن نشانه‌های بزرگی و كرامت اهل بیت علیهم السلام و اتّهام سرقت بهره برده است. این تهدیدها از یك سو، جان علی علیه السلام و خاندان و شیعیان ایشان را به مخاطره انداخت و از سوی دیگر، كیان دین و جامعه اسلامی را مورد تهدید و بی ثباتی قرار می‌داد.

3. علی علیه السلام، به منظور احترام گذاشتن به درخواست عموی خود، تصمیم گیری نهایی در مورد این ازدواج را بر عهده عباس گذاشتند.

با توجه به آنچه ذكر شد، چگونه این پیوند می‌تواند از روی رضایت و خشنودی علی علیه السلام صورت گرفته باشد؟ ازدواجی كه آغازش با انكار و مخالفت علی علیه السلام بود و منجرّ به تهدیدهای شدید از سوی خلیفه دوم گردید، چگونه می‌تواند نشانگر دوستی و روابط حسنه میان علی علیه السلام و خلیفه دوم باشد؟

مخصوصاً از این جهت كه اصلِ این ازدواج و اصل وجود فردی از فرزندان علی علیه السلام به نام ام کلثوم كه با عمر ازدواج نمود، مورد نفی و انكار برخی از دانشمندان بزرگ شیعه است.


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 13 اسفند 1391 | 02:19 | نویسنده : tayebegolzar


جوانی زبادغرورگشت مست/

سرمادرپیرخودرا شکست/

به دوش برگرفت مادرارجمند/

به بالای کوه بلندی فکند/

که تاطعمه گرگ صحرا شود/

مگرعیش ونوشش مهیاشود/

چوآهنگ رفتن نمودی به زیربه درگاه یزدان بنالیدپیر/

که ای کردگار کریم وبزرگ/

جوانم نگردد گرفتار گرگ/

به موسی خطاب آمداز دادگر/

که موسی برومهر مادرنگر/

ببین مهرمادرچه ها میکند/

جفادیده امادعامی کند/

که موسی ازاین مادر دل پریش/

منم مهربانتربه مخلوق خویش/

ولی این بشربی وفایی کند/

ندانسته ازماجدایی کند/

زدرگاه لطفم کجامی روی/ب

یاآشتی کن کجامی روی؟


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 | 22:50 | نویسنده : tayebegolzar

 به دلیل ارتباط با پسری عهدی را به زبان آوردم که اگر به او اس دهم یا ج او را دهم روزه بگیرم، ولی الان از نذرم پشیمان شده ام و می خواهم نذرم را پس بگیرم یا آن را تغییر دهم، سوالم این است که آیا می شود؟ چون گاهی وقتها به او بصورت اس ام اس حرف می زنم، ادای این نذر برایم بسار مشکل شده، نمی دانم که چرا این چنین نذری کردم که الان قادر به ادای آن نیستم، عاجزانه از شما می خواهم که کمکم کنید؟ دوست دارم نذرم را پس بگیرم یا آن را تغییر دهم، چون آن پسر اصلا بد نیس و پایبند تمم اصول و عقاید است. دوست دارم بیشتر با او آشنا شوم. کمکم کنید. خواهش میکنم

 

 

نذرآن است که:انسان ملتزم شودکار خیری رابرای خدابجاآورد،یاکاری راکه نکردن آن بهتر است برای خداترک نماید.

درنذرباید"صیغه"خوانده شودولازم نیست آنرا به عربی بخوانیدپس:اگرگفته باشید(برای خدابرمن است که اگر...)نذرشمامنعقدشده است.

البته این درصورتی است که نذرکننده مکلف و عاقل باشدوبه اختیاروقصدخودنذرنمایدکه دراینصورت عمل به نذرواجب است ودرصورت زیرپاگذاشتن آن بایدکفاره دادیعنی یاباید به 60فقیرطعام دادویا2ماه پی درپی روزه گرفت.

امااگرشرایط مذکوررادرنذرتان رعایت نکرده باشیدچیزی برگردنتان نخواهدبود(ولی چون شمادغدغه دینی داریدبایدبدانیدکه ارتباط بانامحرم اگردرچارچوب ضوابط دینی نباشد مرتکب گناه دیگری شده ایدوبه گونه دیگری نزدخداوند متخلف محسوب میشوید...)

 


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 01 اسفند 1391 | 08:33 | نویسنده : tayebegolzar


اماما! خورشید عدالت را تو پروریده ای. مژده دیرپایی صالحان تویی.

شکوه عارفانه ایمان تویی. این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه می ایستی و به هیئتِ آن منجی می نگری که دست مهربانش همه شمشیرهای ستم را می شکند و آفتاب وجودش، یخ تاریخ را آب می کند؛ هر رنگ تیره و تار را از چهره جهان می زداید و بر گیسوان زمین گل برکت و عدالت و ایمان می زند.

سلام بر تو و بر فرزندت حضرت موعود. هم او که می آید تا خدا را تفسیر، عشق را تکثیر، و محبت را تقسیم کند.

می آید تا به دادخواهی ستمدیدگان، بیرق عدالت را بر دوش گیرد.

خورشید یازدهم! ما هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندت می رویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می کنیم و بر ضریح چشمانش دخیل می بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم.

آری، عدالت، پاره ای از تن توست ـ ای امام عسکری ـ و جهان لحظه شمار گل آرایی فرزند تو. اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب، بر تو و بر نایب بر حق آن غایب، سلامی بی کرانه نثار باد!


برچسب‌ها:

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید