تاريخ : دوشنبه 30 شهریور 1394 | 19:19 | نویسنده : tayebegolzar

شهید حسین خرازی نقل می کرد: وقتی تو جبهه هدایای مردمی را باز می کردیم در نایلون رو بازکردم دیدم که واقعا یک قوطی خالیه کمپوته که داخلش یک نامه است.

نوشته بود:

برادر رزمنده سلام، من یک دانش آموز دبستانی هستم.

خانم معلم گفته بود که برای کمک به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل نفری یک کمپوت هدیه بفرستیم.

با مادرم رفتم از مغازه بقالی کمپوت بخرم. قیمت هر کدام از کمپوت ها رو پرسیدم، اما قیمت آنها خیلی گران بود

حتی کمپوت گلابی که قیمتش 25 تومان بود و از همه ارزان تر بود را نمی توانستم بخرم.

آخر پول ما به اندازه سیرکردن شکم خانواده هم نیست. در راه برگشت کنارخیابان این قوطی خالی کمپوت را دیدم برداشتم

و چند بار با دقت ان را شستم تا تمیزتمیزشد.

حال یک خواهش از شما برادر رزمنده دارم، هروقت که تشنه شدید با این قوطی آب بخورید

تامن هم خوشحال بشوم و فکر کنم که توانستم به جبهه ها کمکی کنم.


بچه هاتو سنگربرای خوردن آب توی این قوطی نوبت میگرفتند، آب خوردنی که همراهش ریختن چند قطره اشک بود...

 

 

منبع: http://defamogadas.parsiblog.com/



برچسب‌ها:

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید