تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391
| 22:37 | نویسنده : نائب الزیاره حرم شهدا


درجهرم پدرومادری بودندکه پنج پسر داشتند ولی چهارنفرشان به شهادت رسیده بودند روزی به آنهاگفتند:آیاخواسته ای ازامام دارید؟

گفتند:بله،آرزوداریم فقط یک بارهم که شده حضرت امام راازنزدیک زیارت کنیم.

وسایل سفرشان رامهیاکردندوقتی به تهران رسیدند،دراتاقی منتظرآقاماندند...

وقتی امام واردآن اتاق شدندتاچشم آقابه پدرومادرچهارشهیدافتادشروع کردبه گریه کردن که ناگهان مادرشهیدبلندشدرفت جلوی امام ایستاد

وگفت:امام چهارپسرم رادادم که اشک چشمانت رانبینم،آقاجان اگر لازم باشد حاضرم پسرپنجمم راهم بدهم تااشک چشم شمارانبینم...

 

پدران ومادران شهداء شرمنده ایم...



برچسب‌ها:

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران